محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

98

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

كه با محمد ( ص ) و اهل بيتش دشمنى داريد » « شما را به خدا سوگند مىدهم كه شما كه پدرم را بد ميگوئيد آيا ميدانيد كه به دو قبله نماز خواند و معاويه بهردو كافر و نماز را وسيله گمراهى ميدانست و از جهت نادانى « لات و عزى » را پرستش ميكرد ؟ ! اى معاويه آيا ميدانى كه پدر من دو بيعت نمود ، يكى بيعت فتح و ديگرى بيعت رضوان ولى تو بيكى از اين دو بيعت عقيده نداشتى و به بيعت ديگرى وفا نكردى ؟ ! آيا ميدانى كه پدرم اول كسى بود ، كه برسول خدا ( ص ) ايمان آورد ولى تو و پدرت از جزء كسانى بوديد ، كه قلبا كافر و ظاهرا مسلمان بوديد و از سهم تأليف قلوب بهره ميبرديد ؟ ! » « آيا نميدانيد آن كس كه شما به او بد ميگوئيد در جنگ بدر پرچمدار رسول خدا ( ص ) بود ولى پرچم مشركين بدست معاويه و پدرش بود ؟ و در جنگ احد و جنگ احزاب و جنگ خيبر و . . . نيز همين وضع موجود بود ؟ » « آيا نميدانيد ، كه رسول خدا ( ص ) هفت مرتبه ابو سفيان را لعنت كرد : » « 1 - موقعى كه رسول خدا ( ص ) از مكه عازم طائف گرديده و تصميم گرفت اهل طائف را دعوت باسلام نمايد ابو سفيان آن حضرت را ديده ، و بآنحضرت دشنام داد ، و او را تكذيب و تهديد نمود رسول خدا او را لعنت كرد . 2 - در جنگ بدر . 3 - در جنگ احد آن موقعى كه ابو سفيان فريادش بلند بود : « اعل هبل ؛ « جاويد ، بت » رسول خدا ابو سفيان و بت را لعنت كرد » « 4 - در جنگ احزاب 5 - در جنگ حديبيه 6 - در روز عقبه 7 - آن روز كه بر روى شتر سرخ سوار شده بود . » گفتار امام حسن ( ع ) بمعاويه تأييد گفتار ما است كه گفتيم هدف معاويه منحصر بحكومت و سلطنت نبود ، بلكه اقتدار او وسيلهء انتقام از حق و پيروان آن بود . عبد اللّه بن جعفر و معاويه روزى عبد اللّه بن جعفر وارد بر معاويه شد ، ديد عمرو بن عاص نشسته بود ، هنوز عبد اللّه